وب نوشت های یک خبرنگار انقلابی

یک خبرنگار انقلابی
بسم الله الرحمن الرحیم
سالها گذشت
یک خاک صحنه خورده فضای مجازی و رسانه
برای انقلاب اسلامی
برای رهبر عزیزم
و برای شهدا
و یک مبارز انقلابی با بدخواهان انقلاب و دزدان نوامیس
...
کاش عاقبت بخیر شویم

من را در پیام رسان ایرانی سروش در کانال هوش سفید با موضوع آموزش مهارت رسانه و فضای مجازی دنبال کنید:

http://sapp.ir/aledavood

@aledavood

بایگانی
آخرین مطالب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام حسنع» ثبت شده است

من عزادار  پیامبر و امام مظلوم و مهربانی هستم که بخشش و کرامت وامدارشان هستند
یا رسول الله(ص)، در متن نفس‏هایم، شعر غربت شما بغض می‏شود و رفتن شما گریبانم را می‏فشارد.
یا امام حسن(ع)، تنهایی شما را می‏توان با همه کوه‏ها، درخت‏ها، بادها و دریاها گریست.
نوشتن با کلمات خیس از تنهایی شما سخت است؛ شما را باید با دریاها نوشت.
اگر همه آب دریاها را هم برای نوشتن غربت شما بردارم، کم است.
اگر همه آسمان‌ها هم مملو از ابر‌های باران زا شوند و ببارند باز هم قطرات اشکم از مظلومیت شما تمام نخواهد شد.
یا رسول الله، غربت شما را با چه قلمی می‌توان نوشت؟ با قلمی که به آن خداوند قسم خورده است؟ یا قلمی که پس از شما مظلومیت اهل البیت(ع) شما را به رشته تحریر در آورده است؟
[caption id="attachment_1081" align="alignnone" width="300"]بقیع مدینه بقیع مدینه
Jannatul_Baqi_Madinah[/caption]
یا رسول الله، شما هرچقدر سفارش اهل البیتتان را به مردم بی‌بصیرت آن زمان کردید آتش حسادت در جان آن فرومایگان بیشتر شد و تنها چند ماه پس از رحلتتان یگانه دردانه تان را در کوچه و
در برابر دیدگان مظلوم ترین و غریب ترین فرزندتان…
و تنها یک کلام، یا رسول الله، امام حسن(ع) در کوچه و با دیدن نامردی آن نامردمان به شهادت رسید تا مزار مبارکش امروز هم بی چراغ در بقیع…
ما را دعا کنید ای پیامبر خوبی ها…
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۱ ، ۰۸:۵۲
page24 حاج علی
شاید غربت را بشود در امام حسن(ع) خلاصه کرد
شاهد کوچه!
شاهد مظلومیت های امیر المومنین(ع)!
شاهد گریه های شبانه حسین(ع) و زینب(س)!
و غریب در خانه...
و این نصایح حُسن حَسن(ع) است...:
جنادة بن أ بى امیّه که یکى از دوستان حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام است حکایت کند:
هنگامى که حضرت را مسموم کرده بودند، در آخرین لحظات عمر شریفش ، به حضور ایشان شرفیاب شدم ، دیدم جلوى آن حضرت طشتى نهاده بودند، کنار بستر آن حضرت نشستم ؛ پس از لحظه اى دیدم که خون به همراه پاره هاى جگر استفراغ مى نماید،
ا فسوس خوردم و با حالت غم و اندوه گفتم : چرا خودتان را معالجه و درمان نمى کنید؟!
حضرت به سختى لب به سخن گشود و فرمود: اى بنده خدا! مگر مى شود مرگ را معالجه کرد؟!
گفتم : (انّا للّه وانّا الیه راجعون )؛ همه ما از سوى خدا آمده و به سوى او باز خواهیم گشت .
فرمود: به خدا سوگند! رسول خدا صلى الله علیه و آله با ما عهد بست که دوازده نفر مسئولیّت امامت و ولایت امّت را به دوش خواهند گرفت که همگى از فرزندان امام علىّ و فاطمه زهراء علیهما السلام مى باشند؛ و هر یک به وسیله زهر مسموم و یا به وسیله شمشیر کشته خواهند شد.
عرضه داشتم : یاابن رسول اللّه ! چنانچه ممکن باشد مرا موعظه و نصیحتى بفرما که برایم سودمند باشد؟
امام مجتبى علیهما السلام فرمود: مهیّا باش براى سفرى که در پیش دارى و زاد و توشه مورد نیازت را فراهم ساز.
آگاه باش ! تو دنیا را مى طلبى ولى غافلى از این که مرگ هر لحظه به دنبال تو است .
توجّه داشته باش ! تو بیش از سهمیّه و قوت خود از دنیا بهره اى نمى برى ؛ و هر چه زحمت بکشى براى دیگران ذخیره خواهى کرد.
آگاه باش ! آنچه از دنیا به دست مى آورى ، اگر حلال باشد باید محاسبه شود، واگر حرام باشد عقاب و عذاب دارد، و چنانچه از راه مشکوک و شبهه ناک باشد مؤ اخذه مى گردى .
پس سعى کن دنیا را همچون مردارى بدانى که فقط به مقدار نیاز و ضرورت از آن بهره گیرى ... .
و براى امور دنیویت طورى برنامه ریزى کن که گوئى یک زندگى جاوید و همیشگى دارى ؛ و براى آخرت خویش به گونه اى باش مثل آن که همین فردا خواهى مرد و از دنیا خواهى رفت .
و بدان که عزّت و سعادت هر فردى در گرو پیروى از دستورات خدا و معصیت نکردن است .
پس از آن ؛ نَفَسِ حضرت ، قطع و چهره مبارکش به گونه اى زرد شد که تمام حاضران وحشت زده شدند و گریستند.
پ.ن:
میلاد امام حسن مجتبی(ع) تبریک و تهنیت باد
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۰ ، ۰۸:۴۵
page24 حاج علی