وب نوشت های یک خبرنگار انقلابی

یک خبرنگار انقلابی
بسم الله الرحمن الرحیم
سالها گذشت
یک خاک صحنه خورده فضای مجازی و رسانه
برای انقلاب اسلامی
برای رهبر عزیزم
و برای شهدا
و یک مبارز انقلابی با بدخواهان انقلاب و دزدان نوامیس
...
کاش عاقبت بخیر شویم

من را در پیام رسان ایرانی سروش در کانال هوش سفید با موضوع آموزش مهارت رسانه و فضای مجازی دنبال کنید:

http://sapp.ir/aledavood

@aledavood

بایگانی

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۱ ثبت شده است

حضرت آیت الله العظمی بهاء الدینی مکرر می فرمودند «آنکه اذان را با معنا می گوید ، اذان بگوید .»
منظور ایشان جلال افشار بود.
وقتی هم پس از شهادت او ، عکسش را به محضر آیت الله بهاءالدینی عرضه کردند، بی اختیار اشک از چشمان ایشان جاری شد ، به طوری که قطرات اشک روی عکس جلال افتاد . در همین حین ایشان گفتند : «امام زمان(عج) از من یک سرباز خواست، من هم صاحب این عکس را معرفی کردم . اشک من ، اشک شوق است.»
[caption id="attachment_953" align="alignleft" width="300"] شهید جلال افشار و ایت الله بهاء الدینی[/caption]
راه کمال
تابستان 1335 بود که صدای نوزادی فضای خانه را روشن کرد .
او دومین فرزند خانواده بود . دوران کودکی را با تمام مشکلاتی که از نظر اقتصادی بر خانواده حکم فرما بود سپری کرد  . از همان ایام، دستی غیبی جلال را به سوی تعالی و کمال راهنمایی می نمود . با بچه های هیأت خردسالان بنی فاطمه محله دردشت اصفهان ارتباط تنگاتنگ داشت .
هشت نه ساله که شد با تلاوت و حفظ قرآن ، همسالا ن و بزرگترها را به وجد می آورد بیشتر اوقات فراغت خود را با حفظ قرآن سپری می کرد .
عشقش به فراگیری علوم دینی او را راهی حوزه علمیه کرد . همواره از محرومین دستگیری می نمود و در مؤسسات خیریه اصفهان فعالیت داشت.
مقید به نماز جماعت و نماز اول وقت بود و در پرداخت خمس و سهم امام حساس،
حدود سال 1353 به مدرسه حقانی قم رفت . در زمان تحصیلاتش در قم با آیت الله بهاءالدینی ارتباط نزدیک پیدا کرد و در شکل گیری انقلاب یک پارچه جوش و خروش بود و لحظه ای آرام نداشت و بسیاری از حرکت های مردم اصفهان را سازماندهی می کرد.
در تحصن تاریخی مردم در منزل مرحوم آیت الله خادمی نقش چشمگیری داشت و اولین سخنران این تحصن گشت .     با  پیروزی انقلاب اسلامی از عناصر اولیه کمیته دفاع شهری اصفهان بود و سپس در راستای بالابردن بینش دینی برادران پاسدار و بسیجی در سپاه اصفهان و پادگان آموزشی غدیر به عنوان مربی عقیدتی انجام وظیفه می نمود . و بالاخره پس از عمری تلاش و کوشش در راه تحقق آیین زلال محمدی 24/4/1361 در عملیات رمضان و در حالی که ذکر اذان بر لب داشت شهد شهادت نوشید.
جلوه جلال (پیام سردار دکتر سید یحیی صفوی)
... از یاوران این انقلاب الهی بود که روح خدا از روزهای آغازین نهضت بدان ها دل بسته بود و به یاریشان امید داشت . او حیات طیبه خود را در انقلاب اسلامی یافت و همراه با آن در مسیر رشد و کمال ره پیمود . سالیان شکوهمند دفاع مقدس ، میدان هنرنمایی اش بود و در جنگ مدارج والای معرفت و بصیرت را طی کرد و اوج شکوفایی و بالندگی خود را در نیل به مقام عظمای شهادت یافت ؛ آنجا که سالکان طریقت و ره یافتگان وصال را به جنب لقاء محبوب و رزق « عند ربهم » روزی دهند « طوبی لهم و حسن مآب»
آری ،‌درک چنین فوز عظیمی جز برای محرمان خلوت انس و باریافتگان حرم دلدار میسور نیست :
 به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
اهل ایمان بود و یقین وجود پاکش از عشق به ولایت لبریز بود ؛ ‌اهل عمل بود و حال ، نه اهل قیل و قال . چونان دریا ، ‌ظاهری زیبا ، آرام و پر ابهت داشت و در درون پر رمز و رازش غوغایی بود از ارتباط دائم با مبدأ هستی و ذات اقدس ربوبی .
ذکر پیوسته ،‌دعای کمیل و راز و نیازهای عاشقانه او با محبوب زبانزد همرزمان و همسنگرانش بود ، ‌گویا ره صد ساله را یک شبه پیموده و به مقاماتی از عرفان نائل گردیده بود که تندیس عرفان و آیینه بصیرت ، ‌سالک واصل مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهاء الدینی (اعلی الله مقامه ) او را « ذاکر قریب البکاء » نامید
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۱ ، ۱۶:۲۴
page24 حاج علی
سلام.
با توجه به اهمیت فرمایشات امام خمینی(ره) و پیش بینی های ایشان در خصوص مباحث روز این مصاحبه را خدمت شما دوستان عزیز تقدیم میکنم.
باشد بیشتر صحیفه امام(ره) را مطالعه کنیم و در مکتب امام عزیز دو بعد عقلانیت و معنویت را سرلوحه فعالیت های خود قرار دهیم.
مصاحبه [با خبرنگار مصرى (چگونگى شروع جنبش اسلامى و برنامه‏ هاى آن)].
زمان: 21 آبان 1357/11 ذى الحجه 1398.
مکان: فرانسه، نوفل لوشاتو.
موضوع: چگونگى شروع جنبش اسلامى و برنامه‏هاى آن.
مصاحبه کننده: خبرنگار مصرى.
سؤال: [چگونگى شروع جنبش اسلامى و خواستهاى اساسى این جنبش را توضیح دهید. جنبش اخیر چگونه شروع شده و چرا؟].
جواب: فکر حکومت اسلامى، اینکه باید اسلام حکومت کند و نه غیر اسلام، یک فکرى نیست که تازگى داشته باشد. در ابتداى اسلام، برنامه اسلام این بوده است که حکومت الهى همه جا باشد. نهایت اینکه، غفلت مسلمین از مصالح خودشان و اخیراً هم دستهاى استعمار از چند صد سال پیش به این طرف، موجب شد که حتى طرح همچون آرمانى نشود. جنبش اسلامى اخیر، بیش از پانزده سال است که به رهبرى علماى ایران با مخالفت با طرحهاى شاه شروع شده است، طرحهایى که مخالف اسلام و ایران بود و دنباله خیانتهاى گذشته او نیز بود. مردم از علما طرفدارى کردند. اختلافات زیاد واقع شد که این مطلبى است طولانى. آنچه تقریباً در این یک سال واقع شد، اینکه کم کم خواسته‏هاى ملت به صورت طرحى درآمد و منتهى به این شد که همان خواسته‏هاى صدر اسلام بایستى طرحش ریخته شود. در این طرح نه فقط ایران از زیر بار استعمار و ظلم بیرون مى‏رود، بلکه سرمشقى باشد براى همه کشورهاى اسلامى، چه ایران و چه سایر کشورهایى که زیر فشار و استبداد هستند. نظر ما، که ملت هم با آن موافق است، این است که پس از، از بین رفتن حکومت قلدرى و خلاف اسلامى شاه، یک دولت اسلامى و یک جمهورى اسلامى متکى به قوانین اسلام و آراى مردم که اکثریت قریب به اتفاق مسْلم هستند، در ایران مستقر بشود و احکام اسلام آنطور که هست اجرا گردد، و همه مطالب ایران و نظام آن بر طبق خواستهاى اسلامى جریان پیدا کند.
- [به نظر حضرت آیت اللَّه، کیفیت و ماهیت حکومت اسلامى که مطرح فرموده اید چیست؟ و وجه‏
تمایزش با آن اسلامى که در قانون اساسى منظور شده است چیست؟ آیا در طرح مسأله حکومت اسلامى، بیشتر نظر به مسائل اجتماعى اسلام است یا مسائل سیاسى اسلام؟ آیا منظور از اجراى دقیق احکام اسلام این است که فى المثل دست دزد را از این به بعد قطع کنید؟ چگونه برداشتى دارید؟].
- مطلب مورد نظر این است که نظامى که مخالف نظام اسلام است در همه چیز، هم فرهنگش برخلاف نظام اسلام است، هم ارتشش، و هم اقتصادش، و هم سیاستش، بایستى منقلب شود و نظام اسلامى تحقق پیدا کند. پس از اینکه نظام اسلامى تحقق پیدا کرد، آن وقت مجلس هست، آراى وکلاى مجلس هست، تمام اینها هست ...، ما مى‏خواهیم همه احکام اسلامى را جارى کنیم و عملًا ثابت خواهیم کرد که احکام اسلام مترقى است و بهتر از این است که دزد را ببرند و دزد بیرون بیاورند.
- [مى خواهیم بفهمیم درباره بعضیها که مى‏گویند، حضرت آیت اللَّه برنامه واضحى ندارند و آنچه که طرح مى‏کنند یک سرى شعار است و شاید اختلاف شخصى بین شاه و ایشان است؛ مى‏خواهم درباره تمام اینها صحبت بفرمایید. آیا اختلاف شخصى وجود دارد؟ چرا یک برنامه اقتصادى واضحى ندارید؟].
- اما برنامه: خیال مى‏کنند برنامه در کار نیست. خیر، برنامه هست، اسلام برنامه دارد، ما خودمان هم برنامه داریم، لکن برنامه اسلام است و مترقى و بهتر از برنامه هایى است که به دست استعمارگران پیاده شده است. اما اینکه اختلاف شخصى در کار باشد، ابداً من اختلاف شخصى با کسى ندارم. اگر اختلاف شخصى مى‏بود ممکن بود من بگذرم و مى‏گذشتم. اختلاف، اختلاف اسلامى است و این شخص با مصالح اسلام و مصالح کشور مسلمین مخالفت و خیانت کرده است و بنابراین، مسأله چیزى نیست که کسى بتواند از آن بگذرد.
- [آیا شما برنامه اقتصادى معینى دارید؟ من پاسخ مسأله خصومت شخصى را فهمیدم، ولکن آیا حضرتعالى برنامه واضح و مشخصى دارید؟].
- بلى، برنامه مشخص و واضحى داریم. برنامه اسلام، مشخص و واضح است.
- [آیا ما مى‏توانیم خطوط اصلى آن را بفهمیم؟]
- فعلًا خیر، باید بروید مطالعه کنید و خطوط اصلى را دریابید. در آینده ما تمام خطوط سیاسى، اقتصادى و فرهنگى خود را بیان مى‏کنیم ..
- [اگر چنانچه ارتش همواره در تأیید شاه باقى بماند، آیا حضرتعالى وسیله دیگرى براى رسیدن به اهدافتان دارید؟].
- وسایلى چون وسایل نظامى که شاه به آن متوسل شده است، دیگر تأثیرى ندارد. اینها شکست خورده و نمى‏توانند کارى انجام دهند و این ملت را خاموش کنند و قهراً خودشان تسلیم خواهند شد. اما اگر شاه پافشارى کند، ما شیوه‏هاى مبارزاتى را متناسب با آن تغییر خواهیم داد.
- [نسبت به مسائل اقتصادى و اینکه شاید برنامه نباشد، حضرتعالى درخواست بیرون رفتن شاه را از سلطنت دارید، آیا اگر شاه سلطنت را رها کرد و اوضاع اقتصادى به همین شکل باقى ماند، آیا وضع عوض شده است؟].
- نه. اوضاع اقتصادى عوض خواهد شد و یک اقتصاد صحیح و سالم ما عرضه مى‏کنیم و الآن اینها اقتصاد ما را ورشکست کرده و از بین برده‏اند. اینها خرجهایى کرده‏اند که خلاف مصلحت بوده است، دزدیهایى کرده‏اند که خیانت بوده است و براى حفظ خود به اشخاصى پولهایى بسیار گزاف داده است. ما تمام اینها را از بین مى‏بریم و اطمینان داریم که دیگر اقتصادى عقب مانده نخواهیم داشت و به نیازهاى مردم محروممان جواب مثبت خواهیم داد.
- [چرا حضرتعالى نیروهاى سیاسى مخالف دیگر را از همکارى با خود در مبارزه براى رسیدن به هدفهایتان دور مى‏کنید؟ مثل کمونیستها که همان هدف را دارند.].
- نه، ما نمى‏توانیم کمونیستها را بپذیریم، براى اینکه خطر آنان براى کشور ما کمتر از خطر شاه نیست. ما آنها را نمى‏توانیم بپذیریم.
- [راجع به کشورهاى عربى، آیا از بعضى از آنها حق پناهندگى سیاسى درخواست کرده اید و موضع آنها چیست؟ انتقادات شما نسبت به عراق چیست؟ و بودن شما در عراق؟ برداشت شما از موضعگیرى حکومت فرانسه نسبت به بودن شما در پاریس چیست؟].
- اما نظر من نسبت به دوَل عربى، نظر خوبى نیست. دولتهاى عربى نه توانسته‏اند استقلال خودشان را حفظ کنند و نه توانسته‏ اند یک وحدتى بین خودشان ایجاد نمایند که اسرائیل را از بین ببرند. اختلافات بین خودشان و خیانت بعضى از سران دولتهاى عربى باعث این شده است که صهیونیستها در آنجا باشند و خودشان را تثبیت کنند. و اخیراً هم متأسفانه رئیس مصر این کار را دارد انجام مى‏دهد. البته ممکن است بعضیها نسبتاً بد نباشند، لکن‏ روى هم رفته نتوانسته‏ اند یک اتحادى بین خودشان ایجاد کنند که به واسطه آن اتحاد، هم از استعمار نجات پیدا کنند و هم از اذناب استعمار که از آن جمله اسرائیل است. و اما نسبت به ملت عرب، همه برادر ما هستند و ما با آنها مثل برادر رفتار مى‏کنیم. اما اینجا، دولت فرانسه فعلًا رفتارى مسالمت آمیز دارد ..
صحیفه امام، ج‏4، ص: 459
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۱ ، ۱۴:۵۶
page24 حاج علی