وب نوشت های یک خبرنگار انقلابی

یک خبرنگار انقلابی
بسم الله الرحمن الرحیم
سالها گذشت
یک خاک صحنه خورده فضای مجازی و رسانه
برای انقلاب اسلامی
برای رهبر عزیزم
و برای شهدا
و یک مبارز انقلابی با بدخواهان انقلاب و دزدان نوامیس
...
کاش عاقبت بخیر شویم

من را در پیام رسان ایرانی سروش در کانال هوش سفید با موضوع آموزش مهارت رسانه و فضای مجازی دنبال کنید:

http://sapp.ir/aledavood

@aledavood

بایگانی

۵ مطلب در فروردين ۱۳۸۸ ثبت شده است

یک ماه از سال یک‌هزار و سیصد و هشتاد و هفت+1 گذشت...
بیش از 7 روز از این 31 روز برای من در کویر گذشت، ‌اما کویری که امسال سبزه سبزه سبز بود و سیراب از آب و نم نم باران...
امسال کویر سیرابِ سیراب بود، زمین خشک و تشنه کویر هم دیگر فریاد خسته‌ای از گلویش به گوش نمی‌رسید، انگار آنقدر سیراب شده بود که دیگر حتی صدایش در نمی‌آمد و تا خرخره‌اش پر بود از آب شیرین باران...
اما دانه‌های باران در پاسخ به دلتنگی‌های زمین خشک و بی آب و علف کویر باریده بودند و اکنون در آغوش این زمین ترک خورده با قلبی مجروح و زخمی آرام گرفته بودند...
باران که بر روی زمین خشک کویر می‌بارید، ‌انگار زمین کویر چون عاشقی منتظر دانه دانه‌های آنرا می‌بوئید،‌ می‌بوسید و در آغوش می‌گرفت و معشوق نیز در دل این زمین جای می‌گرفت و با آن یکی می‌شد، شاید این یک نماد حقیقی از عشق بود که طبیعت به من نشان داد...
روز‌های من در کویر در خلوت، فکر و راز و نیاز با اویی که همه هستی‌ام از اوست می‌گذشت، این حسیست که تنها در شبهای کویر می‌توان آنرا پیدا کرد، حسی که انگار آسمان کویر را به زمین کویر چسبانده تا تو خود را با نسیم خنکی بهاری همراه با بوی خوش خاک نم زده و گیاهان بهاری نزدیکتر به خالقت حس کنی، ستاره‌های آسمان را بشماری و یا ستاره خودت را پیدا کنی و ساعت‌ها با او به گفتگو بنشینی...
آری،‌ اینان همه پاسخ کویر بودند به دل خسته و بی رمق من..اما در گوشه‌ای دیگر حیوانات و حشرات کویر هم با من به گفتگو می‌نشستند، یک سوسک کوچک سیاه که من را به یاد داستان "خاله سوسکه" می‌انداخت و یا یک عقرب سیاه که از نمی خاک گیج شده بود و یا یک مارمولک کوچک و شیطان که با دیدن من با سرعتی شبیه به سرعت نور خود را استتار کرد، آری این حشرات و حیوانات هم در کویر صادقانه با من حرف می‌زدند تا این حس تنهایی من با باد‌های بهاری از دلم پر بکشد و به جای دوری برود...
آری، در کویر هر صبح با صدای شرشر باران بلند می‌شدم،‌ خوادن نماز صبح با نغمه باران در هوایی نسبتا سرد و پر نم هم حال و هوایی دیگر داشت که انسان را آنچنان غرق در آرامش می‌کرد که بعد از آخرین سلام که آغاز بودن دوباره بود، ‌مرا  برای ساعتی در خود فرو میبرد...
صبح‌های کویر هم عاشقانه و لطیف آغاز می‌شد، هوای ابری و خنک، زمین خیس و آب گرفته و زیباترین حس آن، قدم زدن بر روی این زمین بود و بالارفتن از یک تپه کوچک و برداشتن آب از سنگ آب‌های طبیعی، ‌آن هم آبی زلال، خنک و شیرین...
روز‌های من همه اینگونه در کویر آغاز می‌شد، و این آغاز، ‌آغازی بود که پدران من نیز در سال‌های دور که عصر تکنولوژی و طیاره و دهکده جهانی جایی نبود، ‌اینگونه زندگی می‌کردند و چه لذتی داشت دور از هیاهوهای وحشتناک،‌ خشن و بی‌رحم انسان‌ها در شهر‌ها بدون دغدغه سر کردن...
7 روز من در کویر اینگونه گذشت...
اگر عمری بود، ‌دست نوشته‌هایم در کویر را بیشتر اینجا می‌نویسم...
۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۸۸ ، ۲۳:۱۱
page24 حاج علی
درود دوستان عزیزم
امیدوارم خوب باشید، بعد از چند هفته یی که به دلایلی روند وبلاگ نویسی رو متوقف کرده بودم، امشب نوشتن ه مجدد صفحه هفدهم رو آغاز می‌کنم، البته امشب برای من تبدیل شد به یک شب خاطره انگیز، چرا که بعد از مدتها نوت بوک مورد علاقهٔ خودم رو به دست اوردم، البته بعد از یک ماه انتظار...برای خرید این نوت بوک اهداف زیادی داشتم و دارم، البته راه سختی رو در پیش دارم، چرا که تکنولوژی این نوت بوک از شرکت اپل هست و در کشور ما متاسفانه به دلایلی مانند قیمت ه بالا، تکنولوژی خاص و منحصر به فرد از اون استقبال ه خوبی‌ نشده، سیستم عامل این نوت بوک هم در سطح کشور ما خیلی‌ شناخت شده نیست( اپل مکینتاش)، این عوامل همه دست به دست هم داد تا من با خرید این نوت بوک و کسب تجربیات از اون در کنار استفاده خودم، شروع به تولید مقاله برای شناخت ه هرچه بیشتر فارسی‌ زبانان و ایرانیان ه عزیز کنم، البته هنوز در نخستین ساعت کسب تجربه برای استفاده از این نوت بوک هستم و امکان فارسی‌ نویسی هم بر روی اون ندارم، این مطلب رو هم از یک سایت آنلاین ترجمه فینگلیشی به فارسی‌ آماده کردم...در گام اول شما رو دعوت می‌کنم به دیدن ه عکس هایی از اپل مک بوک  ۱۳ اینچی‌ با بدنهٔ آلمینیومی من...
[caption id="" align="aligncenter" width="519" caption="apple macbook"]apple macbook[/caption]


۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۸۸ ، ۲۳:۳۹
page24 حاج علی
24 اسفند 1387،‌ مناطق عملیاتی 8 سال دفاع مقدس
از ابتدای سفر مدام در فکر بودم،‌ این چه سرزمینی است، ‌من مسخ شده بودم
مدام با خودم کلنجار می‌رفتم که چرا در مناطق عملیاتی 8 سال دفاع مقدس روزی ما را نیمه شب‌ها می‌دهند و چرا در تمام سرزمین‌های دیگر روز ما در نیمه ظهر برایمان روزی می‌شود...
سرگشته و حیران به این سرزمین‌های خشک و خشن می‌نگریستم،‌ هوا کم کم تاریک می‌شد و گویی هر چقدر خورشید در هوای پر از گرد و غبار خوزستان با ما خداحافظی می‌کرد، غربت بیشتری را بر روی قلب هایمان احساس می‌کردیم
صدای تیر،‌ خمپاره،‌ رزمنده‌ای تیرخورده و صدای یا مهدی(عج) همراه با درد، اما دردی که با شعف دیدار یار همراه بود از جای جای این سرزمین به گوش می‌رسید...
[caption id="attachment_147" align="aligncenter" width="300" caption="شهید"]شهید[/caption]
اتوبوسمان ایستاد، آن شب باد تندی می‌وزید،‌ رسم بود در مناطق عملیاتی وقتی باد می‌وزد، ‌یعنی شهدا ما را به سوی خود و به میهمانی خصوصی خود دعوت می‌کنند،‌ چرا که باد‌های خوزستان همراه با گرد و غبار ذرات بدن‌ها و خون‌های شهدا هستند که این ذرات گویی بر سر و روی ما بوسه می‌زنند و آن بوسه، چه بوسه دلنشینی بود، ‌گویا آن خاک قلب و روح مارا نوازش می‌کرد
پیاده شدیم،‌ مدام با خودم این جملات را تکرار می‌کردم، ‌" خدای مهربانم، به من معرفت درک شهدا و عظمت جانفشانی آنان در این مناطق را روزی کن" که ناگاه صدای فرمانده آمد،‌ به میهمانی خصوصی شهدا خوش آمدید و ما وارد شدیم
مدتی بود زیارت عاشورا نخوانده بودم و آن شب به ناگاه دلم هوای عاشورا کرد،‌ با خودم این قسمتش را زمزمه‌ می‌کردم،‌ الهم العن اول الظالم الظلم حق محمد و آل محمد،‌ اما دلم آرام نمی‌شد،‌ بی‌قرار،‌تشنه و پریشان‌تر شدم...
بیقرارتر از همیشه با نگاهی نگران به من خودم می‌نگریستم و باز با خود می‌گفتم" شهدا شرمنده‌ایم" یعنی ما را حلال می‌کنید؟بچه‌های شما از ما خواهند گذشت؟و اگر پا روی خون‌های پاک شما گذاشته‌ایم، از ما می‌گذرید؟
در همین  حال و هواهای نگرانی، ‌اضطراب و پریشانی بودم، ناگاه به یاد نوایی عاشقانه افتادم،‌ دلم تنگ بود،‌ تنگِ تنگ، گفتم اینجا و در میان بیابان‌هایی که روزی ما را نیمه شب در آن تقسیم می‌کنند باید دنبالش بگردم...گشتم،‌ نگاه کردم، به خدا التماس کردم و باز ندیدمش، بر روی زمین نشستم و با خود این نوا را زمزمه کردم:
تو دلم یه دنیا حرفه،‌ که می‌خوام بگم برای تو،‌ آقا؛ تو بگو به من کجایی تا بوسم خاک پاتو...آقاجون دلم گرفته،‌ مثل آسمون پائیز، میدونم مرغ دل من دوباره کرده هواتو، با خودم یه نذری کردم، ‌که اگه تورو ببینم، ‌با همون نگاه اول، ‌جونمو بدم برا تو...
عاشقانه و زلیخواه وار در جستجوی یوسف؛ خواندمش...
عاشقانه به سجده در برابر معبودش زانو زدم
و عاشقانه با او گریستم...
و با او اینگونه گفتم،‌ خدای یوسف در برابر صبر زلیخواه و تحمل سال‌های سخت انتظار،‌ او را به یوسف رسانید، ‌او را جوان کرد و توانایی حضورش در رکاب یوسف را به او ارزانی کرد،‌ از او یک بانوی موحد و پاکدامن ساخت...
اما ما به کدامین گناه،‌ باید از لذت و عشقت حتی از درک حضورت دور و محروم باشیم؟ اما یاد این شعر افتادم" دیگر نگویمت که بیا دست من بگیر، ‌گویم گرفته‌ای ز عنایت رها نکن " و باز هم در افکار خودم غوطه‌ور شدم...کاش می‌شد ما هم زلیخواه وار در انتظارش همه چیزمان را فدا می‌کردیم و خدا او را به ما هدیه می‌کرد..کاش... و در آن دل بیابان هم گشتیم،‌ باز هم گشتیم...
ادامه دارد...
۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۸۸ ، ۰۲:۰۴
page24 حاج علی
در لابه لای کتاب های کتابخانه ام ، پنج گفتار اسبق و شش گفتار کنونی ، میر حسین موسوی همیشه برایم تا حدودی حکم یک کتاب مقدس را داشت و تا دل تان بخواهد بهره ها می بردم از آن ، وقتی دل تنگ می شدم و یا وقتی حس می کردم تعدیلات آقای هاشمی رفسنجانی ، تحصیلات انقلاب را ، آرام آرام به تعطیلات می برد ، من دل تنگ می شدم  . دل تنگ می شدم وقتی می دیدم سید خندان جهان را با عینک لبیرالیسم می بیند و هیچ گرگها را نمی شناسد و می خواهد دره مابین ایران و آمریکا را با تعلیق و تعدیل ارزش های انقلاب اسلامی پر و هموار سازد . پناه می بردم به پنچ گفتار میر حسین موسوی ، آنجا که گفته است : « قدرت های بزرگ چون گرگهایی در یک شب سرد زمستانی هستند که رو به روی هم چشم دوخته اند تا اگر یکی به خواب رفت آن دیگری او را بدرد . » ( امام خمینی ، پنچ گفتار ، ص 133 ) در چنین جهانی یار غار موسوی ، با لبخند ، به جنگ گرگها رفته بود .
[caption id="attachment_140" align="aligncenter" width="219" caption="میر حسین موسوی،‌لیبرال تر از خاتمی"]میر حسین موسوی،‌لیبرال تر از خاتمی[/caption]
باری موسوی همه این آیات را می شناخت ، با این" کلمه "ها بزرگ شده بود و در این وادی ، " قلم"ها زده بود هم او بود که روزگاری در گوش آیت الله مهدوی کنی گفته بود . « پدر من بازاری است ، چای فروش است ، آدم خوبی هم است ولی اصلن خصلت بازاری ها ، خصلت زالو صفتی است و من با آنها مخالفم . ما باید کاری بکنیم که دست این زالو صفت ها از اقتصاد کشور قطع شود . » ( منبع ش 4 – ص 326 )
با این اوصاف اغلب تصور می کردم که موسوی شاید ، در دوران سکوت بیست ساله اش ، آبستن " باشد ، آبستن "مانیفست اصول گرایان " و در یک زایش زیبا تئوری « رهایی » را بر گوش ملت ایران و حتی جهان تشنه عدالت بخواند . اما نخست وزیر دوران دفاع مقدس ما ، پس از بیست سال سکوت ، آنگاه که در دانشگاه تهران لب بر سخن گشود . عیب هایش را آشکار ساخت . انگار او ، یک لیبرال شده بود . او ما را ارجاع می دهد به مجسمه " ژانوس " مجسمه ای که او در یکی از سفر های سیاسی خود ، آن را در موزه واتیکان می بیند . مجسمه ای قدیمی و شگفت آور که دو سر داشت . یک سر آن به یک سو نگاه می کرد و سر دیگر به سویی دیگر . وقتی که توضیحات آن را می خواند متوجه می شود که یکی از اسطوره های یونانی در 400 یا 500 سال پیش از میلاد مسیح ، بنام ژانوس است که خداوند دروازه ها و پل هاست .
البته تعبیرات دیگری هم از این مجسمه هست که گفته می شود . « بانویی رانده شده از درگاه خدای خدایان ، ژولیده و پریشان در کنار شاه پیری به نام " ژانوس " نمایان می شود و شاه پیر پس از خوش آمد گویی به کف زدنی وی را به دست ماهرویان قصر می سپارد ، آنان وی را به حمام برده و زیباترین جامه ها را بر تن آن پیکر خدایی می پوشانند ، عطر آگین اش ساخته و بر سفره شاهی می نشانند و ... تا اینکه پس از مدتی فرشته ای از آسمان می آید و به آن بانوی رانده شده می گوید : « تو مورد عفو قرار گرفته ای و می توانی به آسمان ها بر گردی » بانوی ما برخاسته و به حرمت مهمان نوازی با لب های یاقوت فام خود ، سر و چشم شاه پیر را می بوسد و به سوی آسمان پر می گشاید . اندکی بعد شاه در می یابد که بر اثر بوسه ی آن الهه ناز ، صاحب نیروی بینایی شگفت آوری شده است که به مدد آن می تواند « گذشته و آینده » را ببیند !
اما تفسیری که مهندس موسوی از این اسطوره ارائه می دهد حیرت آور است . او می گوید : « جامعه ما بر عکس این کلیشه سازی در ارتباط با اصلاح طلبی و اصول گرایی چهره ژانوسی پیدا می کند به این معنی که در عمق قضاوت و داوری خود ، جامعه هم اصلاح طلب و هم اصول گراست .... » و بدینسان میر حسین موسوی همچون مرغی مهربان و لیبرال جوجه های اصول گرا و اصلاح طلب خود را ، از « گوگوش گرفته تا سروش » ( حجاریان ) در زیر بال و پر خویش جای می دهد و به عنوان مشاور خاتمی ، اندیشه ای را ستایش می کند که در روزگاری نه چندان دور به دنبال سرابی بود بنام جامعه مدنی ، جامعه ای که در آن ، قصه های پتروپارس شنوندگان بسیاری داشت ، دفاتر نفتی انگلیسی مشام "صدور انقلاب" را آزار می داد و حضور چندش آور دیک چنی مشاور نفتی بوش در خیابان ناهید ، هوای انقلاب اسلامی ایران را آلوده می ساخت . تازه ، اصلاح طلبان به این همه اصلاح طلبی ! هم راضی نشدند و در یک اقدام چندش آور 2 ، فرش از زیر پای اصول گرایان و حافظان انقلاب کشیدند تا در زیر پای ، بنیاد های آمریکایی ، همچون سوروس ، NED ، کارنگی ، ویلسون و صد البته بنیاد باران ، پهن سازند تا با فرو ریختن دیوارهای بی اعتمادی ! جامعه مدنی را فربه تر سازند .
با این اداب بود که « گفتگوی تمدن ها » آغاز شد و با اعطای بودجه های کلان از طریق سازمان ملی جوانان و وزارت کشور به نهاد های مدنی ، پرچم سازمان های NGO، در تابلو اعلانات برج های سر به فلک کشیده بالا رفت . چمدان های پر از دلار از راه رسید و این گونه بود که بذر های جامعه مدنی ، البته نوع بادکنکی آن در سرزمین ما روئید .
اصلاح طلبان در چندین نوبت بخت خویش را برای تثبیت جامعه مدنی آزمودند و با علم کردن بحران های حساب شده به جنگ جامعه مدینه النبی رفتند . قتل های زنجیره ای ، جنجال کوی دانشگاه ، اعتصاب نمایندگان مجلس ، استارتی بودند برای « فشار از پائین » و « چانه زنی در بالا » و اما حسرت این آرزو برای همیشه در دل برادران اصلاح طلب ما ماند . تا از یاد نبرند که اینجا سرزمین خون است و شهادت ، اینجا آرامگاه « جهان آرا » ست ، اینجا سرزمین « همت » است . اینجا کسی به قصه های پر از غصهء انقلاب مخملین اوکراین گوش فرا نمی دهد . اینجا کسی نمی بوید شاخه گل پر از خار ، ساکاشویلی گرجستان را .
اما سر ، تئوری پردازان جامعه مدنی داغ تر از آن بود که تحلیل مشخصی از شرایط حاکم داشته باشند . آنان تصور می کردند با « نافرمانی مدنی » و اعتصاب در خانه ملت ، بهارستان را لبریز از خلایق خواهند ساخت و در یک حرکت نمادین « جانباز اصلاحات » از میان انبوه جماعت ، شاخه گلی را بسان ساکاشویلی ، به رئیس مجلس ششم تقدیم خواهد کرد و چراغ هدایت سی ساله انقلاب ایران را که هم اکنون به یقین رسیده است که « آمریکا دیگر هیچ غلطی نمی تواند بکند » در یک شب ، در یک شب مخملین ، با عده ای قلیل خاموش سازد ! و ...
و اما ، برازنده آن است که میر حسین موسوی مرزهایش را با این جماعت مشخص سازد و مهم تر آنکه او باید توضیح دهد که چگونه می خواهد و یا می تواند سر : « بعضی از این گروه های هیجده گانه یا بیست گانه را که ، دو ، سه نفر هوادار بیشتر ندارند . اصلن بعضی از این گروه ها ، روی هم رفته ، دو نفر بیشتر نیستند . یعنی اگر یکی از آنها به مسافرت برود 50 درصد حزب تعطیل می شود . اگر نفر دوم هم به مسافرت برود . صد در صد حزب تعطیل می شود . اصلن بعضی از این گروه ها را خود من تاسیس کردم و امروز هیچ اثری از آن گروه نیست . اما کرسی اش در جبهه اصلاحات وجود دارد . » ( ابراهیم اصغرزاده - شهروند امروز – 3 تیر 87 – ص 77 ) سر اینان را ، این گروه های رانده شده از درگاه انقلاب را ، که به مدد گفتمان این روزای موسوی جامه چپ نیز به تن کرده اند با سر احمدی نژاد ، احمدی نژادی که چهار سال تمام است آنچه موسوی بعد از بیست سال سکوت در تریبون هایی همچون نازی آباد و ... آن را زمزمه میکند . او فریاد کشیده است ، در یک اقلیم بگنجاند ؟ اما موسوی این شعبده را انجام می دهد و دو پادشاه را ، پادشاه جامعه مدنی را و پادشاه جامعه مدینه النبی را ، بر روی یک نیم تنه مرمرین می گنجاند و همچون خداوند پل ها و دروازه ها ، « همه را نان می دهد و اما هیچ نمی پرسد که مذهب تان چیست ؟ » ( ژانوس )
۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۸۸ ، ۱۱:۱۵
page24 حاج علی
"...رئیس جمهور استرالیا (Kevin Rudd)  به لابی صهیونیستی وعده داده است که دکتر احمدی نژاد را به دادگاه بین المللی عدالت بکشاند.او گفته است که این انسان رذل(اشاره به دکتر احمدی نژاد است که در متن فوق او از لغت ROGUE به معنای رذل است استفاده کرده است) به دلیله اهانتی که به اسرائیل کرده است و خواستار تشویق تحقیق برای نسل کشی یهودیان شده باید محاکمه شود.!!..."
لینک منبع:
http://www.theaustralian.news.com.au/story/0,25197,22522722-601,00.html
سفر خاتمی در نزدیکی برگزاری انتخابات دهم و بلافاصله پس از انصرافش به کشور استرالیا که طی چندین مرحله به صورت علنی از گروه‌های برانداز، ضد انقلاب حمایت کرده(که همچنان ادامه دارد) و این کشور که در صحنه سیاست بین‌الملل نیز از حامیان اصلی  رژیم صهیونیستی(دشمن ایران اسلامی) به شمار می‌رود با چه اهدافی صورت گرفته است؟این نوشتار با بررسی خبرگزاری‌ها و رسانه‌های معتبر استرالیا در نظر دارد مطالبی را جهت تنویر افکار عمومی در خصوص وضعیت و جایگاه کشور استرالیا، فرهنگ و تمدن و فعالیت‌های آن بپردازد.
*) در ابتدا به بررسی نفوذ لابی صهیونیستی در استرالیا و میزان قدرتش در این کشور اشاره می‌کنیم:
The Zionist Federation of Australia(فدراسیون صهیونیستی استرالیا(ZFA) یک سازمان بسیار پویا و پر قدرت است که با ارتباطات قوی و نفوذ بسیار زیاد بوجود آمده که دلیل بوجود آمدنش اینست تا اسرائیل و صهیونیسم در مرکز تلاش‌ها و تحرک‌ها در استرالیا قرار بگیرد.
این انجمن در سال 1927 (دهه‌ها قبل از بوجود آمدن اسرائیل) توسط Jhon Monash و خاخام Bordie تاسیس شد.(موناش در حال حاضر نیز مراکز بزرگ فرهنگی و اقتصادی استرالیا را در دست دارد که از جمله آن دانشگاه موناش،‌ بزرگترین اتوبان ملبورن- موناش و ... است.
از اهداف تشکیل ZFA تسلیم کردن یهودیان استرالیا برای پذیرش افکار صهیونیست‌ها بوده است(نکته مهم: صهیونیست‌ها 20 سال پیش از غصب مناطق فلسطین و تشکیل دادن کشور جعلی به نام اسرائیل)شروع به ترویج افکار صهیونیستی کرده‌اند).
ZFA برای رسیدن به اهداف خود صدای قوی(رسانه‌ها و قدرت مرکزی) را در جامعه در دست گرفته است و به صورت فعال در بالابردن قدرت صهیونیسم در جامعه کوشیده است.
طریقه انجام این موضوع به وسیله رابطه برقرار کردن بین دولت استرالیا، جامعه یهودی و دولت رژیم اشغالگر قدس بوده است.
همچنین ZFA باعث بوجود آمدن Australian representative of the Jewish Agency For Israel (JAFI)(نماینده استرالیاییه آژانس یهود برای اسرائیل) شده است و با World Zionist Organisation (WZO)(سازمان صهیونیستی جهانی) در ارتباط تنگاتنگ است.
منبع:
http://www.zfa.com.au/Content_Common/indexT.aspx?Id=9029201B-2274-4FCD-A178-C2039119C652
•    همانطور که میدانید استرالیا از نخستین کشور‌های در جهان است که باعث بوجود آمدن صهیونیسم شده است و این کشور را در راس قدرت تصمیم گیری قرار داده است.
•    وب سایت متعلق به یهودیان صهیونیست در استرالیا به مناسبت سفر خاتمی به این کشور نوشته است:خاتمی نسبت به بقیه در جمهوری اسلامی بهتر است و برای رد گم کردن در گوشه ای از مقاله هم نوشته‌اند که خاتمی نیز دشمن ماست،‌ البته نکته جالب اینجاست که صهیونیست‌ها که در اکثر مواقع از تکنیک قرار دادن عکس‌های تبلیغاتی منفی به معنای مخالف با سران جمهوری اسلامی استفاده می‌کنند برای خاتمی از عکس بدون تبلیغ و زیبایی استفاده کرده‌اند)(منبع: http://www.aijac.org.au/)
[caption id="attachment_135" align="aligncenter" width="300" caption="خاتمی و خبر مربوط به سفرش در استرالیا در سایت حمایت از صهیونیسم"]خاتمی و خبر مربوط به سفرش در استرالیا در سایت حمایت از صهیونیسم[/caption]
*)گوشه‌ای  از اسلام ستیزی در سیدنی(استرالیا): جلوگیری از ساخت مدرسه اسلامی در یکی از مناطق سیدنی
ساخت مدرسه‌ای اسلامی در غرب شهر سیدنی(منطقه کامدن) با مخالفت شهرداری آن منطقه روبرو شد.
مسلمانان سیدنی این مسئله را یک پیروزی دیگر برای نمایش نژادپرستی و سیاست‌های ضد اسلامی دولت استرالیا دانستند.
نماینده مسلمانان سیدنی(Ali Roude) گفته که ما اصلا از این اقدام دولت تعجب نکردیم.او گفته است این تصمیم برای وجهه استرالیا در سطح بین‌الملل مناسب نیست. روده افزوده است که این عمل پس از تبلیغات منفی بر ضد مسلمانان صورت گرفته است(اشاره به اسلام‌ستیزی ZFA)
منابع:
http://www.news.com.au/dailytelegraph/story/0,22049,23771352-5001021,00.html
http://www.abc.net.au/news/stories/2008/09/09/2359178.htm
•    استرالیا زندانی خشن برای پناه‌جویان
دولت استرالیا سیاست زندانی کردن پناه‌جویان را که به این کشور می‌آیند در دستور کار دارد.
دولت استرالیا آنها را در بیابان مرکزی استرالیا در زندان‌هایی با سختگیری شدید سال‌های سال حبس می‌کند.
این سیاست، استرالیا را در زمره کشور‌های مطرح در زمینه نقض حقوق بشر قرار داده است و این کشور چندین مرتبه از طرف سازمان ملل به نقض حقوق بشر متهم شده است:
منبع:
http://www.safecom.org.au/detention.htm
•    استرالیا آخرین سنگر نژاد پرستی در جهان مدرن
کوفی عنان دبیر کل سازمان مللملل به شدیدترین لحن استرالیا را به نقض حقوق بشر متهم کرد.
Sept 2.2001
استرالیا تنها کشور توسعه یافته است که دولتش از سوی سازمات ملل به نژاد پرستی متهم شده است.
. 13 Oct 2000
سازمان عفو بین الملل استرالیا را به نقض قوانین این سازمان متهم کرد.
29 Aug 2001
دولت john Howard انتخابات ریاست جمهوری را با وعده نژاد پرستی برد.
. 10 Nov 2001
رئیس جمهوری سابق استرالیا john Howard به اعتقاد به برتری نژاد سفید متهم شد.
Ku Klux Klan(KKK یک گروه نژاد پرست آمریکایی) در استرالیا به خاطر تبلیغات نژاد پرستی مذهبیهانشان طرفدار‌های بسیاری دارند.
حزب وطن پرستان استرالیا از مهاجرت غیر سفید پوستان به استرالیا ناراضی هستند.
گروههای نژاد پرستی افرادی که شبیه مسلمان هستند را کتک می‌زنند و دولت این کشور در این مسئله دخالتی نمی‌کند
منابع:
http://jmm.aaa.net.au/articles/1175.htm
http://www.nswccl.org.au/issues/hr_violations.php
http://www.onlineopinion.com.au/view.asp?article=3993
* نسل دزدیده شده((STOLEN GENERATION)
نسل دزدیده شده اصطلاحی است که برای تعریف بچه‌هایی که از بومیان استرالیا (Aboriginal and Torres Strait Islander) از خانواده هایشان توسط مردم استرالیا، دولت استرالیا و کلیسا دزیده شده‌اد اطلاق می‌گردد، این مسئله توسط مجلس استرالیا مجاز تشخیص داده شده است.
این دزدی انسانی در سال‌های 1869 تا 1970 اتفاق افتاد.
دلیلی که برای این اقدام بیشرمانه و غیر انسانی استفاده شد از خود این عمل بسیار وحشیانه‌تر بود.
سفید پوستان در استرالیا خواستار از بین بردن تدریجی نژاد سیاهه بومیان این کشور بودند.
آنها همچنین خواستار پاکسازی نژادی سفید بودند و کلیسا نیز در این مسئله غیر انسانی دخیل بود.
منبع:
http://en.wikipedia.org/wiki/Stolen_Generation
در همین حال کودکان بومیان که به خانواده‌های سفیدپوست استرالیایی سپرده شده بودند به این منظور صئرت گرفت که با فرهنگ سفیدپوستان بزرگ شوند و در ‌آینده بومی بودن خودشان را پس بزنند.
خانواده‌های سفید پوست این کودکان را برای بردگی و کار‌های بدنی سخت گماشتند و آنان از تعلیم و تربیت بسیار ضریفی در جهت پذیرش افکار سفید پوستان  برخوردار شدند.
منابع:
http://reconciliaction.org.au/nsw/education-kit/stolen-generations/
http://www.faira.org.au/lrq/archives/199901/stories/shameful-white-history.html
و حال این نکته بسیار مشهور تر می‌شود که این استرالیایی‌ها بی‌تمدن و درخت نشین که حتی به بومیان خودشان نیز رحم نکردند، ‌با شدید ترین هتاکی‌ها بر ضد ایران کهن می‌خواهند رئیس جمهور کشور بزرگ و با تمدنی 5000 ساله را به دادگاه عدالت بکشانند!
البته ما امیدواریم جناب خاتمی که می‌خواهند در استرالیا راجع به مسائلی مانند گفتگوی تمدنها، آزادی بیان و حقوق بشر صحبت کنه ابتدا این نکته را راجع به این کودکان یادآوری کند(لازم به ذکر است سال گذشته دولت استرالیا با فشار‌های متعدد سازمان ملل در خصوص این کودک ربایی مجبور به عذر خواهی شد)
*) سیاست‌های ضد انسانی استرالیا از دیدگاه موسسه تحقیقاتی حقوق بشر)( Global Issues)
در سال 1998 حزب ملت واحده (one nation)  این کشور که پیروز انتخابات داخلی این کشور بود با شعار " استرالیا در باتلاق آسیایی‌ تبار‌ها در حال فرو رفتن است" پیروز شد.
از نظر مجمع جهانی، نژاد پرستی فقط یک مقوله گذشته نیست و هنوز در میانه سیاست مدارانه محافظه‌کار تمایلات شدید نژاد پرستی وجود دارد.
در سال 1987 یک کشف تاریخی به وسیله تیم تحقیقاتی دانشگاهی در استرالیا به سرپرستی تاریخ دان مشهور استرالیایی Professor D J Mulvaney ثابت کرد که با سکنا گزیدن سفید پوستان در این کشور تازه تاسیس بیش از 600 هزار نفر از بومیان و غیر انگلیسی تبار‌ها جان خودشان را از دست دادند.
منبع:
http://www.globalissues.org/article/165/racism#RacisminAustralia
*) راهپپمایی ضد اسلامی
در ژانویه 2008 حزب استرالیای واحد تظاهراتی بر ضد اسلام و به حمایت از دولت در اجازه ندادن به تاسیس مدرسه اسلامی در سیدنی برپا کرد.
این راهپیمایی در روز ملی استرالیا(Australia day) صورت گرفت.
منبع:
http://www.faira.org.au/lrq/archives/199901/stories/shameful-white-history.html
...این گزارش بررسی دقیقی همراه با منابع از خبرگزاری‌ها و سایت‌های اصلی و معتبر  در استرالیا بود که به صورت خط به خط ترجمه شده است. در این گزارش همانطور که شاهد بودیم موقعیت و جایگاه کشور استرالیا و هویت واقعی اشخاص دعوت کننده از خاتمی در مسالی نظیر نقض حقوق بشر به صورت گسترده، ‌ایران ستیزی، اسلام ستیزی، شیعه ستیزی،‌ حمایت آشکار از صهیونیسم بین‌الملل و جنایت‌هایش نیز به خوبی روشن گشت،‌
حالا چند سوال اساسی از آقای محمد خاتمی:
1)آقای خاتمی در کشوری که به طور 100 درصد در اختیار و مدیریت صهیونیست‌هاست چرا از شما برای سخنرانی دعوت می‌شود؟
2)به فرض اینکه شما پدرگفتگوی تمدنها در سطح جهان باشید، در چنین کشوری با نفوذ گسترده صهیونیست‌ها و رسانه‌هایشان چقدر امکان موفقیت برای شرح تمدن انسانی و حقوق بشری برای آنان دارید؟
3)چرا در مرکز فرهنگی و دانشگاهی که به صورت علنی از صهیونیسم حمایت می‌کند شما برای سخنرانی دعوت می‌شوید،‌ سخنرانی شما برای عده‌ای دانشجو که میلیارد‌ها دلار برای تزریق افکار صهیونیستی برای آنان هزینه شده است چه فایده و تاثیری می‌تواند داشته باشد؟
4)دعوت کنندگان از شما در استرالیا به دنبال شنیدن چه حرف‌های دلنشینی از سوی شما برای ایجاد بحران جدید بر ضد ایران عزیز هستند؟
5)جلسات خصوص شما در استرالیا و دیالوگ‌هایتان نیز منتشر می‌شود؟
6)چرا دقیقا پس از انصراف شما با چنین برنامه ریزی حساب شده‌ای به آن کشور که بهائیت در میان مسلمانانش تبلیغ گسترده شده است و به اجبار بسیاری از مسلمانان آن بهایی شده‌اند، شما بیش از 90 درصد صحبت‌های روز قبلتان در خصوص حقوق بشر و دموکراسی غربی- آمریکایی-صهیونیستی بوده است؟
7)اقای خاتمی برای حمایت از ایران عزیز در برابر هتاکی‌های بی‌شرمانه استرالیایی‌ها و اربابانشان(صهیونیست‌ها) هم در آنجا دفاعیه‌ ای داشته‌اید؟
8)آقای خاتمی برای احیای حقوق بشر مسلمانان در استرالیا هم برنامه‌ای یا سخنرانیی دارید؟
9)آقای خاتمی وب سایت رسمی حمایت از صهیونیست‌ها استرالیایی از حضور شما استقبال گرمی کرده است، این استقبال به دنبال حضور فعال شما در اجلاس مخوف و سری بیلدربرگ نیست؟
10)آقای خاتمی،‌ استرالیایی‌ها با گزارش مختصری که همین مقاله به آن اشاره شده است،‌ ملتی وحشی،‌ نژاد پرست، ضد دین و بی‌تمدن هستند،‌ این تصور که شما برای هدایت آنان با عناوین نظیر گفتگوی تمدنها و گفتگوی ادیان!!!!به آنجا سفر کرده‌اید کمی مضحک و ساده اندیشی به نظر نمی‌آید؟! با کدام تمدن و دین این قوم جنایتکار می‌خواهید گفتگو کنید؟
11) کشوری با این سابقه نقض حقوق بشر و عمل نکردن به هشدار‌های سازمان ملل چگونه می‌تواند یک کشور برای اجرا کردن گفتگوی تمدن‌های خاتمی باشد؟! سوال اساسی اینجاست که چرا این کشور از خاتمی حرف شنوی دارد،‌ اما از سازمان ملل ندارد!؟در خاتمی چه دیده است که در سازمان‌های جهانی وجود ندارد؟
12) آقای خاتمی برای ارشاد این افراد که تحت شدیدترین تبلیغات صهیونیستی و نژاد پرستی هستند به مرکز فرهنگی تحت مدیریت صهیونیست‌ها برای مذاکره یا سخنرانی رفته‌اید،‌با کدام توجیه و استدلال(فعال سیاسی لیبرال؟))،‌(دشمن احمدی نژاد که دشمن صهیونیسم است!؟))؟
13) و سوال آخر از آقای خاتمی به عنوان یک روحانی مسلمان شیعه(البته در ظاهر،‌ چرا که ایشان خود را لیبرال با اندیشه 100 درصد غربی می‌داند(اگر اسلامی هم مد نظر باشد،" اسلامی آمریکایی" است) اینست که شما که رئیس مرکز بین المللی گفتگوی تمدنها هستید نسبت مسئله مهم کودک ربایی، تظاهرات و حمله به مسلمانان و ایرانی مسلمان شیعه  چه واکنشی انجام داده‌اید؟ سکوت شما به معنای حمایت از صهیونیست‌ها نیست؟
انتهای پیام/
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۸۸ ، ۱۱:۵۷
page24 حاج علی