وب نوشت های یک خبرنگار انقلابی

یک خبرنگار انقلابی
بسم الله الرحمن الرحیم
سالها گذشت
یک خاک صحنه خورده فضای مجازی و رسانه
برای انقلاب اسلامی
برای رهبر عزیزم
و برای شهدا
و یک مبارز انقلابی با بدخواهان انقلاب و دزدان نوامیس
...
کاش عاقبت بخیر شویم

من را در پیام رسان ایرانی سروش در کانال هوش سفید با موضوع آموزش مهارت رسانه و فضای مجازی دنبال کنید:

http://sapp.ir/aledavood

@aledavood

بایگانی
۰۶ مرداد ۹۰ ، ۱۹:۱۲

گوهر وجود

در خیابان با حداقل پوشش قدم میزد و زیر چشمی زنان محجبه را نگاه و در دلش مسخره می کرد!
کنجکاویش زیاد تر شده بود.
هوای گرم مرداد ماه.خانمی با چادر.مانتو.مقنعه بسیار راحت در همان خیابان قدم میزد
با تعجب رو به آن زن محجبه کرد و با حالتی پرسشگرایانه پرسید: شما گرمتان نیست!من با این مانتوی تنگ و نازک طاقتم از این گرما طاق شده!
زن محجبه در حالتی که لبحند بر لب داشت با کمال ادب و احترام گفت: این پوشش من تنها و تنها برای خداست! من این را عبادت و جهاد در راه خدا می دانم!گرما برای من لذت بخش است.
دخترک ناگهان به خودش آمد!
فردای همان روز دیگر هیج زن محجبه را مسخره نمی کرد! خودش را در برابر مسخره کج اندیشان به ظاهر مدرن و با کلاس! آماده کرده بود...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۵/۰۶
page24 حاج علی

حجاب و عفاف

نظرات  (۵)

متن بسیار قشنگی بود. ای کاش همه ما اینطوری فکر می کردیم!
موفق باشید.
۱۳ مرداد ۹۰ ، ۰۵:۰۷ محمد جواد عبدی
خیلی زود اون زن راهشو عوض نکرد؟
سلام.خیر! حتما آدم باهوشی بوده
واقعا درسته.
ما اینجا توی گرمای خوزستان فقط با اعتقاد به این که این کار رو برای رضای خدا انجام میدیم، با این گرما عشق می کنیم.
بسم رب شهید
سلام
برای اسلام چاله کندند خودشان در چاه افتادند.
یا علی [گل]

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی