وب نوشت های یک خبرنگار انقلابی

یک خبرنگار انقلابی
بسم الله الرحمن الرحیم
سالها گذشت
یک خاک صحنه خورده فضای مجازی و رسانه
برای انقلاب اسلامی
برای رهبر عزیزم
و برای شهدا
و یک مبارز انقلابی با بدخواهان انقلاب و دزدان نوامیس
...
کاش عاقبت بخیر شویم

من را در پیام رسان ایرانی سروش در کانال هوش سفید با موضوع آموزش مهارت رسانه و فضای مجازی دنبال کنید:

http://sapp.ir/aledavood

@aledavood

بایگانی
... * ای خدای یوسف، یوسف که عزیز و زیبا روی تمام مصریان است،  عاشق توست و من نیز عاشق یوسف...
سال ها در انتظار دیدار و وصالش اشک ریخته ام، چشمانم دیگر سو ندارد و این به گونه ایست که یوسف تنها  برای تو اشک ریخته و من برای یوسف...
تو کیستی که یوسف با آن همه زیبائیش برای تو می گرید و تمام زیبایی های دیگر برایش نا زیباست...من نیز برای تو که معشوق یوسفی می گریم...
آری اینگونه باید برایش گریست و با او صحبت کرد و این در حالیست که آن زمان زلیخواه برای یوسف سالیان دراز گریست، سعی بر شبیه ساختن زندگیش با یوسف کرد و عاشقانه در انتظار او ثانیه های کشنده انتظار را سپری کرد، آن هم سال های طولانی که حاصلش نابینایی زیباترین و ثروتمند ترین زن مصر بود...اما باز هم او دست از عشق و معشوقش برنداشت..باز هم منتظر ماند و گریست، به خدای یوسف عاشقانه ایمان آورد و بت هایش که سالیان طولانی همه چیز و معبودش بودند را در هم شکست...
آری از همه جا مانده و متحیر به درگاه و محل مناجات یوسف با چشمانی نابینا و گریان، قلبی سنگین و پردرد آمد، نشست و صحبت هایش را با پروردگار همه مهر و مهرورزِ یوسف(ع) آغاز کرد...
سالیان طولانی گذشت..عصر ما آغاز شد...به ما نیز لیاقت انتظار و عشق برای منجی(عج) را دادند...اما ما برای عشق(عج) چه کرده ایم؟! چند بار از صمیم قلب عاشقش شدیم؟چند بار...؟کمی با دلمان خلوت کنیم..
عشق، انتظار و چشمان نابینای زلیخواه و زندگی سراسر الگو گرفته اش از یوسف(ع) کجا و ما کجا...؟
چند بار برای خدای امام زمان(عج) که بدون شک عاشق اوست، مانند امام مهربانمان که با ذکری مختصر همیشه پناه دل های خسته مان بوده است خالصانه عبادت کرده ایم؟ با او صحبت کرده و چشمانمان برای او عاشقانه گریسته است؟
آری کمی به خودمان بیائیم، یک سال دیگر از صفحه زندگیمان در حال گذر است و ما همچنان غرق در زندگی مادیمان ثانیه ها را سپری می کنیم..بدون هیچ درد و انتظاری، آن هم انتظاری کشنده تر از انتظار معشوق...
و آن زمانیست که از شدت درد در قلبمان به سجده در برابرش سر می نهیم و خطاب به او می گوئیم، الهی هب لی قلبا یدنیه منک شوقا، خدای مهربانم، به من قلبی پر از شوقت رو روزی کن، دل من مریضه و کسای دیگه ای جای تو رو گرفتن توی دلم...خدای مهربانم...
و اینجاست که این شعر ما رو به مرحله ای بالاتر از عشق می رساند...غم عشقت بیابون پرورم کرد، هوای وصل بی بال و پرم کرد، به ما گفتی صبوری کن، صبوری، صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد...
آری، اینجا دل ما بوی شهدا را نیز به خود می گیرد، شب هایی که شهدا برای آرامش امروز ما در سخت ترین شرایط و در انتظار معشوقشان، عاشقانه از ما دفاع کردند و به مقام شهادت نائل شدند...
آری اینگونه باید عشق بازی کرد با معشوق، عشق و انتظاری زلیخواه مانند...نه عشق و انتظاری زمینی  و برای این مرحله باید آسمونی شد...
به امید آمدنش...
پ.ن:
دروود دوستان عزیزم، اسفند ماه رسید، 24 اسفند ماه روز آغاز نفس کشیدن من هستش...روزی که پا به این دنیای رنگارنگ گذاشتم و خدا را شاکرم که لیاقت حضور در دوران انتظار و عشق امام زمان(عج) نیز نصیبم شد...
امسال اگر طلبیده بشم، برای چهارمین سال متوالی صبح روز تولدم در مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس، در معراج الشهداء، در سرزمین مقدس و قطعه ای بهشت چشمانم را باز می کنم و در نخستین ساعات روز تولدم با شهدا تجدید بیعت خواهم کرد
2.امسال نیز با دوستان وبلاگ نویس عازم هستیم، اگر لایق بودیم شما رو دعا می کنیم...
3.بازم تولدم مبارک(از تمام دوستانی که به یادم بودن و تبریک گفتن هم سپاس گذارم)
* = اشاره به سریال حضرت یوسف(ع) و دیالوگ های زلیخواه
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۷/۱۲/۲۱
page24 حاج علی

نظرات  (۸)

salam...jaleb bood.. serial uzarsiph ro jaleb tahlil kardi
salam ali jan ya be ghol khodet dorood,tavalodet mobarak,inshalah 120 sale bashi,eyd shayd omadim esfahan,bahat tamas migiram
الهم عجل لولیک الفرج
تولدت مبارکخدا حفظت کنه که برای امام زمان می نویسی
از وبلاگ یکی از دوستان نزدیکت اومدم اینجا
از مسیحیت بیشتر بنویس
salam
aghaye mahdiizade site shoma ro dadan
khoshhalam az inke siteton ro khondam
tavalodeton mobarak
matn khobi baraye imam zaman bood
ama che fayede ke mizan shenakht ma kame az ishan
سلام هموطن
جالبه برام
خیلی سیاسی نوشتی
بعدم خیلی در مورد لینوکس و ای تی
بعد راجع به مسیحیت
مطمئنی زنده هستی؟!
این متنت هم احساسی بود!
۲۲ اسفند ۸۷ ، ۰۰:۳۶ یه دوست قدیمی
باز باران با ترانه...
کاش این باران هر چه زودتر بر پیش پاهای نازنین تو ببارد
متن احساسی بود
تولدت هم مبارک
فکر کن ببین منو میشناسی
یه دوست خیلی خیلی قدیمی
سلام علی جان.
خدا ما رو از منتظران واقعی قرار بده انشالله.
خواستم عرض ارادتی بکنم. همین!
یا علی
salam ali reza jan matne ghashango jabebi bud

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی